تبليغاتX
وقتي كه خاكم مي كنید؟ - به عشقم ........
به مراسم خاکسپاری من خوش آمدید
 به عشقم ........

به من گفته اي بدون خبر بارگشت نكنم ؟ بين اين ابرهاي سفيد را كه از جلوي ماه رد مي شوند از مغرب به مشرق خبر مي برند ، ولي صبر لازم است. درباره خودم  نمي دانم براي خبر آوردن لازم است تا آخر عمر صبر كنم يا نه ؟ هنوز هم تو را مي بينم كه مقابل در ايستاده اي رو به بالا بنا  به عادت نگاه نمي كني ، كي خبر مرا به تو مي آورد . نسيم خنكي كه مو هايت را تكان مي دهد صداي من است بارها از تو مي گذرد و تو او را نمي خواهي شناخت M   يك قطره شفاف در اين وقت سحر روي دست تو مي افتد . گمان نكن باران است طبيعت پر از كاينات است وقتي كه عاشق از معشوقه اش دور مي شود، بعد ها خيلي چيزها شبيه به آثار وجود آن دور شده از نظر مي گذرد ، قطره ي باران كه در خاموشي شب خيلي محزون زمين مي آيد شبيه به اشك آن عاشق است . چقدر رقت انگيز است كه گل به محض شكفتن پژمرده شود ! قلب در دست اطفال هم اينرا دارد. مگر عزيزم تو نمي خواهي مرا از خودت دور كني . اگر جز اين است ، امشب بدون خبر مي توانم بازگشت كنم يا نه ؟

دوستار مهجور تو

  

|+| دل نوشته ها توسط تنهای تنها در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  |
 
 
بالا

*
*
*
*
*
*
*
add To Favourites