تبليغاتX
وقتي كه خاكم مي كنید؟ - پرنده کوچک من...
به مراسم خاکسپاری من خوش آمدید
 پرنده کوچک من...

پرنده ي كوچك من ...

 

ميل داشتم پيش تو باشم. چه فايده يك شمع افسرده خانه ات را روشن نخواهد كرد ، بلكه حالت حزن انگيزي به آشيانه تو خواهد داد ، به من بگو از چه راه قلبم را فريب دهم ! زندگاني يعني غفلت چه چيز جز مرور زمان اين غفلت را به قلب شكسته ياد بدهد .

 

 M ؟ چه وقت مهتاب مي تابد كي فرزندش را در اين شب تاريكي صدا مي زند ؟افسوس ! همه جا سياه است . ولي تو نباد سيه بپوشي، راضي نيستم در حال حزن به اينجا بيايي . خوب نيست خواهي گفت به موهو مات معتقدم بله بد بختي شخص را اينطور مي كند. درد آدم را به خدا مي رساند . ديشب تا صبح از وحشت نخوابيدم . كي مرا ديدهاي كه اين قدر ترسو باشم و مثل بيد بلرزم..

 

يك شعله ي نيم مرده يك كتاب آسماني ، يك پاره ي خشت ، گوشه اتاق خانه ،جاي مرا گرفته بود . مگر روح با اين وسايل حاضر مي شود شايد! من ! من !  ديشب در دستش مسلسلي داشت و به سينه ام فشار مي داد. چرا ديوانه را در وسط شب هم آسوده نمي گذارند ؟از ترس به مادرم پناه بردم . عجب پناهي ،به فرشته مرگ به را افتادم پاهايم مي لرزيد .سايه ي يك درخت شمشاد مرا وحشت مي داد  ودر آخر پس از جند بار كه گفتم فقط يك لحظه اجازه بده تا فقط يكبار عشقم را ببينم و از او حلاليت طلب كنم و من تا در خانه آنها رفتم ولي نتوانستم خدا حافظي كنم پس با من مهربان باش چون عمر گل كوتاه است ؟

 

اي پرنده ي كوچكم زبان عشق را خوب مي شناسي . همين طور دل شكسته را هم اينطور. دراين صورت من براي محبت تو با وجود هر تهمتي كه به من مي زني تا مرگ پرواز مي كنم .زنده باد عدم.يك متهم بدبخت و ناشناس كه تو را دوست مي دارد؟

 

|+| دل نوشته ها توسط تنهای تنها در شنبه بیست و دوم تیر 1387  |
 
 
بالا

*
*
*
*
*
*
*
add To Favourites